از ترجمه خوب به ترجمه متناسب نقش گرا

مسأله كيفيت همواره در مباحث مربوط به ترجمه چه به عنوان يك محصول و چه به عنوان يك فرايند از اهميت بالايي برخوردار بوده است. بسيار شنيد ه ايم كه مي گويند هدف از هرگونه فعاليت ترجماني توليد ترجمه اي خوب يا به عبارت ديگر متن مقصدي خوب است. اما بر اساس چه معياري مي توان گفت كه ترجمه اي در مقايسه با ترجمه هاي ديگر خوب يا بد و ضعيف است؟ معيارهايي كه براي اين امر ذكر مي شوند، بسته به هدف از ارزيابي و چهارچوب نظري بكار گرفته شده توسط افرادي كه كيفيت ترجمه را ارزيابي مي كنند، با هم متفاوت مي باشد. هاوس ( 1997:1 ) مي گويد: "پيش نياز ارزشيابي كيفيت يك ترجمه وجود يك نظريه ترجمه است. بنابراين، وجود نگرشهاي مختلف نسبت به ترجمه منجر به تفاوت برداشت ها از مفهوم كيفيت ترجماني و در نتيجه، تفاوت روش هاي ارزيابي آن مي گردد."

مسأله كيفيت همواره در مباحث مربوط به ترجمه چه به عنوان يك محصول و چه به عنوان يك فرايند از اهميت بالايي برخوردار بوده است. بسيار شنيد ه ايم كه مي گويند هدف از هرگونه فعاليت ترجماني توليد ترجمه اي خوب يا به عبارت ديگر متن مقصدي خوب است. اما بر اساس چه معياري مي توان گفت كه ترجمه اي در مقايسه با ترجمه هاي ديگر خوب يا بد و ضعيف است؟ معيارهايي كه براي اين امر ذكر مي شوند، بسته به هدف از ارزيابي و چهارچوب نظري بكار گرفته شده توسط افرادي كه كيفيت ترجمه را ارزيابي مي كنند، با هم متفاوت مي باشد. هاوس ( 1997:1 ) مي گويد: "پيش نياز ارزشيابي كيفيت يك ترجمه وجود يك نظريه ترجمه است. بنابراين، وجود نگرشهاي مختلف نسبت به ترجمه منجر به تفاوت برداشت ها از مفهوم كيفيت ترجماني و در نتيجه، تفاوت روش هاي ارزيابي آن مي گردد."

ثبت سفارش سفارش پایان نامه
درخواست استخدام سفارش پایان نامه

پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ | 10:28  0 نظر   1316 بازدید


ورود به صفحه اصلی سایت گروه مشاورین پژوهشی پژوهش ساوالان..

سایت و موسسه و دارالترجمه ترجمه آنلاین انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی و ترجمه عربی به فارسی و فارسی به عربی

ارزيابي كيفيت ترجمه: از ترجمه خوب به ترجمه متناسب نقش گرا

نويسنده: كريستينا شفنر

مترجم: بهروز كروبي، مدرس دانشگاه آزاد اسلامي واحد اراك


ترجمه خوب كدام است؟

مسأله كيفيت همواره در مباحث مربوط به ترجمه چه به عنوان يك محصول و چه به عنوان يك فرايند از اهميت بالايي برخوردار بوده است. بسيار شنيد ه ايم كه مي گويند هدف از هرگونه فعاليت ترجماني توليد ترجمه اي خوب يا به عبارت ديگر متن مقصدي خوب است. اما بر اساس چه معياري مي توان گفت كه ترجمه اي در مقايسه با ترجمه هاي ديگر خوب يا بد و ضعيف است؟ معيارهايي كه براي اين امر ذكر مي شوند، بسته به هدف از ارزيابي و چهارچوب نظري بكار گرفته شده توسط افرادي كه كيفيت ترجمه را ارزيابي مي كنند، با هم متفاوت مي باشد. هاوس ( 1997:1 ) مي گويد: "پيش نياز ارزشيابي كيفيت يك ترجمه وجود يك نظريه ترجمه است. بنابراين، وجود نگرشهاي مختلف نسبت به ترجمه منجر به تفاوت برداشت ها از مفهوم كيفيت ترجماني و در نتيجه، تفاوت روش هاي ارزيابي آن مي گردد."

پاسخ معمول به اين پرسش كه "ترجمه خوب كدام است" آن است كه: ترجمه خوب تا حد ممكن دقيق است (براي مثال نيومارك، 1991:2 ). اما، "دقت" مفهومي نسبي است، يعني ما ناگزيريم بپرسيم "دقيق نسبت به چه چيزي؟"
معمولاً معيار سنجش در چنين ارزشيابي متن مبدأ است، به عبارت ديگر ترجمه خوب بازآفرينشي دقيق از (پيام) متن مبدأ مي باشد. در مدل هاي زبانشناختي ترجمه غالباً چنين برداشتي حكمفرما است (نيوبرت و شرو، 1992:19 ). براي ارزيابي كيفيت ترجمه در اين مدلها، متن مقصد با متن مبدأ مقايسه مي گردد تا مشخص شود آيا متن مقصد بازآفرينشي دقيق، صحيح، كامل، وفادارانه، يا درست از متن مبدأ مي باشد يا خير. اين مقايسه هم از نظر كمي (يعني كامل بودن انتقال پيام) انجام مي گيرد و هم از نظر كيفي، يعني دقيق بودن در "معاني صريح و ضمني از نظر ارجاعي و كاربردي" (نيومارك، 1991:111 ). مدل ارزيابي غالب درآموزش ترجمه، خصوصاً در كلاس هاي ترجمه اي كه بخشي از دوره هاي آموزش زبان در مدارس و دانشگاه ها بحساب مي آيند، نيز بدين گونه است.

مطالعات ترجمه رشته اي متنوع است، و مدلهاي زبانشناختي عمدتاً جاي خود را به ساير رويكردهايي داده (و يا حداقل از آنها متأثر شده اند) كه هريك به طريقي موجب روشنتر شدن پديده پيچيده ترجمه شده و معيارهاي كمابيش متفاوتي را براي ارزيابي كيفيت ترجمه معرفي كرده اند. هنگامي كه نيومارك سخن از "دقت كاربردي" به ميان مي آورد، در حقيقت به جنبه هاي متني و موقعيتي اشاره مي كند كه معيارهاي مهمي در مدلهاي زبانشناختي-متني، كاربردي، و گفتماني ترجمه بشمار مي روند. يكي از دستاوردهاي مهم اين مدلها اين است كه توجه همگان را از ترجمه بعنوان "بازآفريني متن" به ترجمه بعنوان "آفرينش متن" معطوف ساخته اند. باور اصلي در اين مدلها آن است كه ما نه واژگان و ساختارهاي دستورزباني، بلكه متن را بعنوان رويدادي ارتباطي ترجمه مي كنيم (ر.ك. دوبوگراند و درسلر، 1981)، به عبارت ديگر، ما همواره با متون در موقعيت و فرهنگ سروكار داريم، و اين متون نقشي خاص را ايفا مي كنند. به علاوه، هر متن نماينده، يا نمونه اي از يك متن-گونه (يا ژانر) خاص است، و لذا متن بوسيله خصوصيات درون متني و برون متني خاصي تعريف مي گردد كه كمابيش قراردادي هستند. براي مثال، گزارش هاي هواشناسي، كاتالوگ ها و يا گزارشهاي اقتصادي سالانه نمونه هايي از متن-گونه هايي هستند كه (از نظر ترتيب ارائه اطلاعات، ساختارهاي متني كلان – ر. ك. ون دايك، 1990 —انتخابهاي واژگاني، و ساختارهاي نحوي) فوق العاده قراردادي مي باشند، در حاليكه خصوصيات متني متون ادبي يا مقالات چندان قراردادي نمي باشد. متن مقصد "دقيق از نظر كاربردي" متني است كه با قراردادهاي متن-گونه شناختي در زبان و فرهنگ مقصد مطابقت دارند و بنابراين انتظارات مخاطبين متن مبدأ را در موقعيت ارتباطي خاص برآورده مي سازد.

ملاحظات متن-گونه شناختي بخشي مهم در ارزيابي كيفيت ترجمه هستند كه به هردليل در مدلهاي زبانشناختي ناديده گرفته شده اند. با اين حال اگر بخواهيم منصف باشيم بايد بگوييم كه مدل هاي زبانشناختي نيز، عمدتاً تحت تأثير پيشرفت علم زبانشناسي، دستخوش تغيير شده اند. در دهه حاضر (حداقل در اروپا) بندرت ترجمه پژوهي را مي توان يافت كه در چهارچوب مدلهاي زبانشناختي تحقيق كند ولي از روش هاي سنتي دهه 1960 استفاده نمايد. براي مثال، هاوس( 1997) در رويكرد زبانشناختي خود نسبت به ارزيابي كيفيت ترجمه (TQA) نشان داده كه تا حد قابل قبولي جنبه هاي متني، موقعيتي و فرهنگي را نيز لحاظ كرده است.

دستاورد اصلي رويكردهاي زبانشناختي- متني و كاربردي براي ارزيابي كيفيت ترجمه (TQA) روشن شدن اين حقيقت است كه اصولاً قالب زبانشناختي متن مقصد بوسيله قراردادهاي متن گونه شناختي زبان مقصد و همچنين موقعيت ارتباطي فرهنگ مقصد (براي مثال، زمان و مكان، دانش و تجربه مخاطبين مقصد) كه متن مقصد درآن نقش خويش را ايفا مي كند تعيين مي گردد، و نه بوسيله ساختارهاي زبانشناختي متن مبدأ. بنابراين يك ترجمه "خوب" ديگر برگردان صحيح معاني واحد هاي زبان مبدأ در سطح خرد نيست، بلكه متن مقصدي است كه نقش مورد نظر خود را بصورت موثر در فرهنگ مقصد ايفا مي نمايند. از اين رو برخي از ترجمه پژوهان ترجيح مي دهند بجاي ترجمه "خوب" از ترجمه "مكفي (از نظر كاربردي)" و يا "متناسب از نظر كاركردي" صحبت به ميان آورند.

بزرگترين دستاورد رويكردهاي نقش گرا نسبت به ترجمه ، كه عمدتاً در كشور آلمان شكل گرفته اند، معرفي نقش يا هدف متن مقصد بعنوان معياري تعيين كننده در تمامي ترجمه ها، و در نتيجه، در ارزيابي كيفيت ترجمه (TQA) مي باشد. در اين رويكردها، كيفيت نه بعنوان شاخصي عيني بلكه بعنوان عاملي نسبي در نظر گرفته مي شود كه به مصرف كننده متن و معيارهاي وي براي ارزيابي ميزان تناسب و كارايي متن در ايفاي نقش خود در موقعيتي خاص بستگي دارد.

ارزيابي كيفيت ترجمه در رويكردهاي نقش گرا
"رويكرد نقش گرا" عنواني است كه بر تحقيقات پژوهشگراني اطلاق مي گردد كه مدعي هستند هدف متن مقصد مهمترين معيار در هر ترجمه اي مي باشد. اين رويكرد اصولاً با تحقيقات هانس ورمير و پيدايش نظريه هدفمندي ترجمه (Skopos theory) آغاز گشت (ر.ك. ريب و ورمير، 1991 ). هانس جي. هونيگ، استاد دانشگاه جرمرشايم، يكي از محققاني است كه در چهارچوب رويكردهاي نقشگرا تحقيق مي كند. وي از سخنران اصلي همايش "مسائل حاضر زبان و جامعه (CILS) بود. ازآنجائيكه اكثر آثار منتشر شده توسط "نقش گرايان" به زبان آلماني است، اين همايش فرصتي را فراهم آورد تا اين رويكرد در انگلستان نيز مطرح شود (ر.ك. نورد، 1997 ؛ شفنر، 1997).

هونيگ، در ابتداي مقاله خود در همايش "مسائل حاضر زبان و جامعه"، به ارائه خلاصه مطالبي در مورد پيدايش رويكردهاي نقش گرا در آلمان، و نقطه نظرات و مباحث اصلي خود مي پردازد. هنگامي كه معيار اصلي سنجش در ارزيابي كيفيت ترجمه تناسب كاركردي متن مبدأ باشد مترجم و مصرف كننده متن مقصد، در مقايسه با رويكردهاي سنتي تر نسبت به ترجمه ، جايگاهي بالاتر و نقش موثرتري مي يابند (همچنين ر. ك. به استدلالهاي ونوتي، 1995 درباره مرئي بودن بيشتر مترجم.)

هونيگ آثار فراواني درباره مسائل كلي ترجمه ، مسائل آموزشي، و طرح درس ترجمه منتشر ساخته است. كتاب راهبرد هاي ترجمه ( Strategie der Übersetzung) كه هونيگ به همراه كاسمول در سال 1982 چاپ كرد هم اكنون يكي از كتب درسي اصلي در كشور آلمان مي باشد. آخرين اثر وي، " ترجمه مفيد" ( Konstruktives Übersetzen)در سال 1995 ، كه مخاطب آن نه تنها محققان و دانشجويان بلكه كارفرمايان و استفاده كنندگان ترجمه نيز بود، به سرعت به يكي از كتاب هاي پرفروش آلمان تبديل گرديد. هونيگ در كتاب ها و مقالات خود از مترجمان داراي اطمينان به نفس، يعني مترجماني كه از آنچه در طي فرآيند ترجمه مي گذرد آگاهند، و لذا از كار خويش اطمينان دارند، قوياً جانبداري مي كند. وي بر اين نكته تأكيد دارد كه خصوصيت بارز مترجمان ميزان آشنايي آنها با زبان بيگانه و يا موضوع اختصاصي ترجمه نيست، بلكه ميزان آگاهي آنها از اين امر است كه كدام متن ها می توانند براي نيل به اهداف آنها مورد استفاده قرار گيرند و چگونه. بنابراين، بسيار مهم است كه بدانند براي چه كسي ترجمه مي كنند و مصرف كنندگان قصد دارند از ترجمه چه استفاده اي نمايند. تنها بوسيله اين دانش است كه يك مترجم مي تواند متن مقصدي توليد كند كه داراي ساختار و صورتي متناسب براي نيل به اهداف مورد نظر آن براي مخاطبين باشد.

استدلال فوق اغلب توسط دسته اي از محققان خارج از حيطه نظريه هدفمندي ترجمه (Skopos Theory)، كه معتقدند مورد كاربرد مصرف كنندگان از متن مقصد، يا هدف آن نمي تواند وسيله را توجيه كند، مورد انتقاد قرارمي گيرد. منتقدان مي گويند كه در رويكرد نقش گرا، به متن مبدأ كم توجهي مي شود، نقش كارفرماي ترجمه بيش از حد برجسته مي شود، و تمايز مشخصي بين ترجمه و اقتباس و يا ساير آفرينش هاي متني وجود ندارد. بخشي از اين انتقادات ناشي از سوء تعبير يا ساده انگاري مي باشد و لذا قابل قبول نيستند، اما دليل قسمت ديگري از انتقادات به دليل استفاده مبهم از واژه كليدي "كاركرد" يا "نقش" در ادبيات نقش گرايان مي باشد. واژه "نقش" گاهي در معني "نقشي كه متن مقصد در موقعيت ارتباطي فرهنگ مقصد ايفا مي كند" بكار برده مي شود ("نقش" در اين معني مترادف با "هدف" است). اما اين واژه براي نقش متن، براي مثال نقش اخباري يا امري نيز بكار می رود ("نقش" در اين معني با كنش هاي گفتاري و نقش هاي زباني بوهلر ارتباط مربوط مي شود). مورد ديگر استفاده از اين واژه براي نقش لغت يا عبارت در درون كل متن (يعني ارتباط ساختارهاي خرد و كلان) مي باشد.

هونيگ در كتاب خود بين ترجمه "نقش گرا" و ترجمه "نقش پذير" تفاوت قائل مي شود. ترجمه نقش پذير لزوماً نقش گرا نيست؛ براي مثال، ترجمه اي در شرايط خاص ممكن است مورد پذيرش واقع شود، اما مقبوليت كامل نداشته باشد، براي مثال از عرف ها و هنجارهاي متن گونه شناختي مطابعت نكند. بدين ترتيب، مفهوم "هدف" به عنوان معياري تعيين كننده براي كيفيت ترجمه ، شامل صحت زبانشناختي متن، يعني مطابقت با قوانين و عرف هاي زبانشناختي، متن گونه شناختي، و ارتباطي زبان و فرهنگ مقصد، نيز مي گردد.


حواشي ارزيابي كيفيت ترجمه

همانطور كه پيشتر گفته شد، كيفيت شاخصي عيني نيست، بلكه عاملي نسبي است كه به مصرف كننده متن و معيارهاي ارزيابي وي بستگي دارد. هاوس ( 1997 ) به اين حقيقت اذعان دارد كه در كنار تفاسير متفاوت از مفهوم كيفيت ترجماني، روش هاي مختلفي نيز براي ارزيابي آن وجود دارند. به عقيده پوچ هكر ( 1994 )، افراد مختلفي كه مي توانند كيفيت متن مقصد را ارزيابي كنند به شرح ذيل مي باشند: مخاطبان آني متن، توليدكنندگان متن مقصد (خودارزشيابي)، و اشخاص ثالث، براي مثال، نمايندگان توليد كننده متن مبدأ، كارفرمايان، همكاران، و افرادي مانند اساتيد ترجمه كه در زمينه ارزيابي ترجمه صاحب نظرند. به همين ترتيب روش هاي مختلفي براي ارزيابي ترجمه بكار مي روند كه هونيگ بخش اعظم مقاله خود را به آنها اختصاص داده است. يكي از مشكلات اصلي در زمينه ارزيابي كيفيت ترجمه عدم وجود هماهنگي در ارزيابي هايي است كه توسط چند ارزياب مختلف انجام مي گيرند. در اينجا سوال اين است كه آيا اصولاً هماهنگي در ارزيابي ترجمه توسط چندين ارزياب امكان پذير است؟ پاسخ اين پرسش با در نظر گرفتن اينكه ارزيابان، با توجه به عوامل موثر در شرايط ارزيابي، هر يك هدف خاص خود را دنبال مي كنند و معيارهاي متفاوتي براي ارزيابي دارند "منفي" است. چنانچه هونيگ نشان مي دهد، حتي در يك محيط آموزشي واحد نيز به راحتي هماهنگي حاصل نمي شود. يكي از روش هاي متداول در ارزيابي ترجمه كه در رشته هاي زبان مورد استفاده قرار مي گيرد شمارش اشتباهات زبانشناختي، كم كردن نمره براي هر اشتباه و يا دادن نمره مثبت براي راه حل هاي خوب و ابتكاري مي باشد. چنين روشهاي تصحيحي، كه غالباً چيزي بيش از سنجش سطح دانش واژگاني نمی باشند، معمولاً كيفيت ترجمه را در مقايسه با يك ترجمه معيار و الگو مي سنجند. هونيگ، بر خلاف روش فوق، بين تشخيص و درمان نقص هاي ترجمه تفاوت قائل مي شود. به گفته وي، در نقد و يا ارزيابي مستدل ترجمه بايد تشخيص داده شود كه ترجمه مورد ارزيابي در محيط مقصد چه تأثيري بر روي مخاطبان مي گذارد. هونيگ معتقد است كه چنين روش "ارزيابي نقش گراي اشتباهات در ترجمه " همچنين بايد بصورت درماني نيز، براي تربيت مترجمان حرفه اي بكار گرفته شود، كه اين نكته در همايش "مسائل حاضر زبان و جامعه" نيز مورد توجه قرار گرفت.

در كشورهاي مختلف عرف ها و رسوم متفاوتي براي ترجمه (براي مثال، چند متن، چه نوع متوني، از و به چه زبان هايي ترجمه مي شوند؟) و تربيت مترجم (براي مثال، برنامه هاي خاص تربيت مترجم در سطح كارشناسي در دانشگاه ها - چنانچه در اروپا معمول است - يا دوره هاي يكساله كارشناسي ارشد، يا آموزش ضمن خدمت) وجود دارد. اين تفاوتها به موقعيت اجتماعي مترجمان در اين كشورها، و ميزان پذيرش مترجمي به عنوان يك شغل و مطالعات ترجمه بعنوان يك رشته دانشگاهي مربوط مي شود. به نظر مي رسد در بسياري از كشورها آنچنان كه بايد به مترجمان توجه نمي شود؛ و اين نگراني در مباحث مقاله هونيگ تحت عنوان "جايگاه، قدرت و عمل: رويكردهاي نقش گرا و ارزيابي كيفيت ترجمه نيز منعكس شده است.

اگر بخواهيم كه رشته مطالعات ترجمه بيشتر به رسميت شناخته شود، بايد با توسل به انتشار مطالب، برگزاري همايش ها، برنامه هاي آموزشي و غيره "مرئي تر" شويم. اختلاف در نقطه نظرها، عقايد يا اصطلاحات مورد استفاده، تا وقتي كه درباره آنها بحث مي كنيم، هيچ اشكالي ندارد. اما وقتي نوبت به رويكردهاي نقش گرا مي رسد، هم ترجمه پژوهان و هم مترجمان حرفه اي واكنش هايي نشان مي دهند كه از حمايت متعصبانه از رويكرد نقش گرا گرفته تا نفي كامل آن متفاوت اند. بيشتر جر و بحث ها درباره رويكردهاي نقش گرا غالباً بسيار شخصي و احساسي هستند. دراين جدل ها برخي از رويكردهاي نظري بر باقي ارجح، و بنابراين موجه انگاشته مي شوند و از آنها دفاع مي شود.

در مقدمه كتابي جديد در مورد آموزش نگارش چنين آمده است: "ما هنوز درباره خصوصيات زبانشناختي و متني كه باعث مي گردند نوشته اي موفق بحساب آيد و از ساير نوشته هاي ناموفق متمايز شود آگاهي چنداني نداريم"(ونتولا و مارانن، vii: 1996).به همين ترتيب، مي توان اين عبارت را در مورد ترجمه نيز بكار برد، يعني، ما هنوز به اندازه كافي دراين باره اطلاع نداريم كه چه وقت مي توان متن مقصدي را "خوب" يا "موفق" دانست. رويكردهاي مختلف تعاريف متفاوتي از ترجمه "خوب" و همچنين معيارهاي متفاوتي براي ارزيابي آن دارند. در پايان، رويكردي موفق است كه بتواند ارزش خود را عملاً در امر خطير ترجمه به اثبات برساند. نكات زيادي نيز براي بحث باقيمانده است كه مي تواند موضوع همايش هاي آتي "مسائل حاضر زبان و جامعه" باشد.


فهرست منابع:
de Beaugrande, R. and Dressler, W. (1981) Introduction to Text Linguistics. London: Longman.

Hönig, H.G. (1995) Konstruktives Übersetzen. Tübingen: Stauffenburg.

Hönig, H.G. and Kußmaul, P. (1982, 1991) Strategie der Übersetzung. Ein Lehr- und Arbeitsbuch.
Tübingen: Narr.

House, J. (1997) Translation Quality Assessment. A Model Revisited. Tübingen: Narr.

Neubert, A. and Shreve, G.M. (1992) Translation as Text. Kent: Kent State University Press.

Newmark, P. (1991) About Translation. Clevedon: Multilingual Matters.

Nord, C. (1997) Translating as a Purposeful Activity. Functionalist Approaches Explained.
Manchester: St. Jermone.

Pöchhacker, F. (1994) Simultandolmetschen als komplexes Handeln. Tübingen: Narr.

Reiß, K. and Vermeer, H.J. (1991) (2nd edn) Grundlegung einer allgemeinen Translationstheorie.
Tübingen: Niemeyer.

Schäffner, C. (1997) 'Skopos Theory'. In M. Baker (ed.) Encyclopedia of Translation Studies. London:
Routledge.

Van Dijk, T. A. (1980) Macrostructures. An Interdisciplinary Study of Global Structures in Discourse,
Interaction and Cognition. Hillsdale, NJ: Erlbaum.

Ventola, E. and Mauranen, A. (eds) (1996) Academic Writing. Intercultural and Textual Issues.
Amsterdam: Benjamins.

Venuti, L. (1995) The Translator's Invisibility. London: Routledge


منبع: گاهنامه درباره ترجمه
دنیای زبان انگلیسی



ورود به صفحه اصلی سایت گروه مشاورین پژوهشی پژوهش ساوالان..

SELCO.IR

شرکت مطالعات و تحقیقات پژوهشیِ، «پژوهش ساوالان»..



دیدگاه خود را بیان کنید